تبليغاتX




provided by flash-gear.com


درددلهای طرفداران عموپورنگ
میخوام که بنویسم تابدونی یارودلداری ندارم

 

 

 

 

 

ادرس عكس بالايي

 

حرف های دل توسط زهره در ساعت 13:42 | لینک  | 

سلام دوستان.خیلی وقته که میخوام ازتون چند تا سوال بکنم.امروز دیگه تصمیم گرفتم بیام و بهتون بگم چرا دیگه هیچ کس اینجا رو آپدیت نمیکنه؟چرا دیگه هیچکس در مورد عمو نمی نویسه؟چرا روابط ما با عمو اینقدر سرد شده؟چرا دیگه مثل قدیما خالصانه دوسش نداریم؟چرا تازیگیها کار یه عده از ما شده فقط انتقاد کردن از عمو؟چرا واقعا چرا؟بچه ها اینو یادتون باشه که عمو خیلی کارا واسه ما انجام داده.خییییییییییییییییییییییییلی کارا.الان پنج ساله که بدون وقفه برای ما کار انجام داده به عشق ما اومده برنامه و برای ما اینهمه زحمت کشیده.....فکر میکنین وظیفه عمو بوده که برای ما این کارها رو انجام بده؟عمو میتونست خیلی زود کارش رو ول کنه و اهمیتی به این مساله نده که ما از دوریش رنج میکشیم اما این کار رو نکرد....به خاطر ما اومد تو شرایط سخت و مختلف کارای شخصیش رو کنار گذاشت و برای ما و به خاطر دل ما جلوی دوربین اومد و خندید.یادتونه بچه ها موقع فوت برادر عمو رو؟هیچ کدوم از ما خبر دار نشدیم که عمو برادرش رو از دست داده.وقتی هم که شنیدیم باورمون نشد.اخه چطور ممکن بود عمو تو اون شرایط بیاد و برای ما برنامه اجرا کنه؟مگه ما کی هستیم؟میبینین عمو چقدر دل بزرگی داره؟ هیچ کدوم از ما به این فکر نمیکنیم که شاید عمو هم مشغله داره که شاید اونم کار داره مشکلات شخصی خودش رو داره فقط تند و تند تو وبامون مینویسیم:عمو تغییر کرده دیگه عمو پورنگ قبل نیست دیگه برنامش مثل قبل شاد نیست.نمیدونم چرا اینجوری شد اما یه چیزی رو مطمئنم ......اونم اینه که اگه عمو تغییر کرده ما هم تغییر کردیم فقط اون نیست که عوض شده ما هم عوض شدیم.میخوام بگم اون اوایل که عمو پورنگ تازه شده بود عمو پورنگ بیشتر باهاش همراه میشدیم.اون موقع عمو وب نداشت ولی ما بازم دوستش داشتیم.اون موقع اگه یه روز برنامش پخش نمیشد ناراحت میشدیم اما درک میکردیم و میدونستیم که لابد کاری داشته که نیومده.اما حالا به خاطر آپدیت نشدن دست نوشت یا غیبت یه روزش هزارتا حرف میزنیم که عمو چرا رفت؟عمو چرا دست نوشت رو آپ نکرد؟عمو چرا مثل قدیما هر روزبرنامه نداره؟عمو چرا........؟؟؟؟ اما مگه عمو احتیاج به استراحت نداره؟مگه حق اینو نداره که یه وقتی رو هم اختصاص بده برای خونه موندن و کنار خانوادش بودن؟این انصافه که تمام وقت و زندگیش رو بزاره برای ما؟چرا خودمون رو گول بزنیم؟ بیشتر ماها همین رو میخوایم دیگه درسته؟مگه نه اینکه خیلی از ما ها همیشه گفتیم کاش یه شبکه رو اختصاص میدادن به عمو پورنگ که از صبح تا شب عمو پورنگ پخش کنه میدونم اینا همه از روی علاقس اما همین علاقه بعضی جاها خود خواهی هم طلقی میشه.مثلا همین که خیلی از ما امسال ماه رمضون چون هر روز برنامه نداشتن اعتراض کردیم.تو رو خدا برای یه بار هم که شده به این قضیه هم توجه کنین که عمویی که ما جلوی دوربین میبینیم همینقدر که جلوی دوربین راحته پشت دوربین نه.میخوام بگم هزارتا مشغله کاری رو سرشون ریخته دارن سعی میکنن مخاطباشون رو حفظ کنن.دارن سعی میکنن برنامه رو به نحو احسن اجرا کنن تا باعث ناراحتی بیننده هاشون نشن.برنامه عمو همیشه عالی بوده هست و خواهد بود اینو هممون میدونیم اما همین خوب بودن هم شده برای عمو و همکاراش دردسر میدونین چرا؟چون توقع ما بالا رفته هر روز توقع یه برنامه متنوع تر و جدید تر رو داریم.نمیخوام بگم این بده ها نه اصلا اگه پیشرفت نباشه که نمیشه.ماها هیچ کدوم دوست نداریم که عمو در جا بزنه ولی به این هم فکر کنید برای بهتر شدن برنامه از اینی که هست باید وقت صرف بشه باید برنامه ریزی بشه باید همه عوامل دست به دست هم بدن و تلاش کنن تا این برنامه ای ما میبینیم به وجود بیاد.نمیشه که یه شبه ره صد ساله رو رفت درسته؟ما باید بهشون فرصت بدیم.واقعا هم توقعاتمون خیلی زیادی بالا رفته چون همیشه ازشون برنامه خوب دیدیم صبر نداریم که یه خورده فقط یه خورده تحمل کنیم تا اونا هم بتونن با ما همراه بشن.در واقع این ماییم که داریم زیادی تند میریم.پس بهتره یکمی سرعتمون رو کم کنیم بزاریم اونا هم با برنامه ریزی خودشون پیش برن تا هر دو طرف از روند کار راضی باشیم.عمو جونم دوستون داریم خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد و امیدواریم هر چه زودتر مشغله کاریتون برطرف بشه تا بتونین مثل قبل با همکارای عزیزتون برامون برنامه بسازین.با تشکر سولماز نوری طرفدار پرو پاقرص شما.یا حق.

دست علی یارتون                           خدا نگهدارتون

حرف های دل توسط سولمازنوری در ساعت 18:9 | لینک  | 

بنام خدا

دوستان طرفدارعموپورنگ سلام من ازتویه خواهش دارم که کمکم

کنید

شما که میگویید عموپورنگ رودوستدارید پس دراین مورد به من کمک کنید

من حدود ۵تاچیز برای عموپورنگ فرستادم هم نشونشون دادوهم اسمم روخوند

ولی هنوزکه هنوزه به من زنگ نده

دقیقه یک ماه پیش به یکی ازهمکاران عمزنگ زدم وگفتند اسم

وشماره تلفنت روبگو تابهت هرچه زودترزنگ بزنیم

ولی متاسفانه خانم پاکروان واقای مسلم اقاجانزاده زدندزیرقولشان

من همین ازخدامیخوام که هرچی بد قوله ازروزمین برداره

حالاشما بگید من دیگه باید چی کارکنم

هم نامه نوشتم هم ایمیل واس ام اس دیگه نمیدونم چی باید میکردم که نکردم

 

میخوام تلافی بکنم چشمای تویادم میاد میخوام برم ازپیش توصدای توبازم میاد

چرا ولم نمیکنی چرا نمیذاری برم بروکه من خسته شدم میبینی طاقت ندارم

یه روزتلافی میکنم هرچی بدی کردی به من این بی وفاییات

جواب خوبی بود به من

هرچی صبوری میکنم میگن یه رودرست میشه چقدرباید ببخشمت این که زندگی نمیشه

حرف های دل توسط زهره در ساعت 9:32 | لینک  | 

سلام بچه ها.من چند روز پیش داشتم تو وبلاگ ها میچرخیدم که تو قسمت نظرات وبلاگ خرمگس این نوشته رو پیدا کردم. به نظر من که همه حرفاش درسته بد نیست تا شما هم بخونینش پس بفرمایین:همیشه تند با شما ها بر خورد میکردم ولی اینبار نه ، اینبار میخوام از روی نوشته هام خودتون قضاوت کنین که پورنگ آدم بدیه یا نه؟ نمیدونم چرا ایران و ایرانی اینجوریه . چش ندارن ببینن که یه نفر هر روز به محبوبیتش اضافه میشه، میخوام بگم عمو پورنگ مثل ما انسانه، یه بنده خداست، خدا کاری کرد که اون اینقدر محبوب بشه . کسی نمیتونه تو کار خدا دخالت کنه. می تونه؟ بچه ها عمو رو دوست دارن پورنگ هم بچه ها رو.  الان داشتم یکی از متنات رو میخوندم . هر چند هر موقع به این وبلاگ میام اعصابم خورد میشه و با چشم گریون میام بیرون . نمیدونم، همه می خوان یه جوری از پورنگ ایراد بگیرن از کوچکترین حرکتش . من خودم از دسته آدمایی هستم که تمام برنامه هاشو میبینم حتی یکیش هم از زیر دستم در نمیره . هر روز دارم رفتارش رو میبینم وهر روز رو عقیده ام که پورنگ یا همون داریوش فرضیایی یک انسان بزرگه مسمم تر میشم . الان حتما با خودتون میگید که خوب چون تو طرفدارشی و دوسش داری اینو میگی اما من هیچ وقت حرفی رو بی دلیل نمیزنم هیچ وقت . اگه میگم بهش رسیدم واقعا همین طوره . تو نوشتی رفتار پورنگ در روز شهادت حضرت فاطمه تصنعی بود . من که همچین رفتاری درش ندیدم . اگه منظورت خوش وبش کردن با بچه ها و خندینه که باید بگم خود تو تا حالا نشده  که تو روزعزا بخندی؟ نشده ؟ نگو نه که دروغ گفتی ، البته اینو هم متذکر بشم که عمو بی خود نمی خندید. تو اصلا می دونی چرا پورنگ ترجیح میده روزای عزا برنامه نداشته باشه؟ ها میدونی؟ خوب برات میگم . پورنگ به خاطر این دوست داره که روزای عزا برنامه نداشته باشه چون بچه ها این حالت عمو رو دوست ندارن، بچه ها همیشه میگن ما پورنگ شاد رو دوست داریم، هر چند که با یه دفعه ناراحت بودنش ازش دل نمیکنن . اما با این حال تر جیح میدن عمو همیشه بخنده. تو توقع داری که تو روز عزا به هیچ عنوان نباید حتی تبسم کنه . ولی باید بگم اگه اینجور باشه دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت برنامه کودک . عموبه خاطر شادی دل بچه ها وقتی برادرش تو بیمارستان بستری بود برنامه اجرا میکرد . تو شرایطی بود که هر موقع زنگ موبایلش به صدا در میومد با ترس اینکه یه موقع خبر بدی از برادرش بهش بدن گوشی رو جواب میداد . با استرس اینکه برادرش رو از دست بده سر برنامه حاضر میشد . اما هیچ کس نفهمیده بود که پورنگ غم دنیا رو تو دلش نگه میداره اما یه ذره هم بروز نمیده . میدونی، من وقتی شنیدم برادرش فوت شده به هیچ عنوان نمی خواستم قبول کنم. میگفتم اینا شایعست مگه امکان داره با وجود مرگ عزیزش اینقدر خندون باشه اما بود، واقعیت داشت . پورنگ یه انسان بزرگه، یه فرشتست، اگه رفتارش بد بود یا اگه خودش رو میگرفت به نظرت هنوزم اینهمه طرفدار داشت؟ نه نداشت . من وقتی شنیدم که پورنگ اینهمه رنج رو به خاطر عشق به بچه ها تحمل کرده تازه فهمیدم که چقدر بزرگه، چقدر انسانه. خدا وکیلی کدوم ما حاضر میشیم که به خاطر یه مشت بچه که هیچ کدوم رو نمیشناسیم تو مرگ عزیز ترین کسمون بخندیم ؟ کدوممون حاضر میشیم که وقتی عزیزمون تو بیمارستانه و داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه بیایم و با بچه ها بالا و پایین بپریم ؟ کدوممون حاضر میشیم ....؟ هیچ کدوممون حتی نمیتونیم فکرش رو هم بکنیم چه برسه به اینکه انجامش بدیم. تو فکر میکنی خیلی آسونه که به تلفن 60 میلیون طرفدارت که هر روز به تعدادشون اضافه میشه جواب بدی؟ فکرش رو بکن توی خونت هم آسایش نداری چه برسه به بیرون . عمو به تمام تلفنها جواب میده، با حوصله به حرف تمامشون گوش میکنه اما اگه یه روز فقط یه روز دلش بخواد که آزاد باشه و با کسی صحبت نکنه پشت سرش هزار تا حرف میزنن که این پورنگ دیگه مثل همیشه نیست، خودش رو گرفته ،اصلا فکر میکنه کیه که اینقدر مغروره؟ ما با چه حقی به خودمون اجازه میدیم که در مورد اون تصمیم بگیریم؟ ما با این کارمون می خوایم چی رو ثابت کنیم؟ پورنگ یه انسانه ، حق انتخاب داره . دوست داره برا یه بار هم که شده درکش کنیم . دوست داره برای یه بار هم که شده بفهمیم چی میگه . دوست داره بفهمیم که اگه یه بار به تلفنمون جواب نداد دلیلش این نیست که خودش رو گرفته یا دیگه بچه ها رو دوست نداره ، فقط دلش می خواد که راحت باشه، راحت زندگی کنه. چرا ما دنیا رو براش مثل قفس کردیم؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که با خیال راحت تو یه پارک قدم بزنه، از هواش لذت ببره، با خودش خلوت کنه ؟ چرا، واقعا چرا؟همیشه باید تو خونه بشینه به در و دیوار تکراری خونش زل بزنه یا با گوش دادن 4 تا آهنگ خودش رو سر گرم کنه؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که آزاد باشه؟ فکر میکنی وقتی به خاطر معموریت کاریش میره صفر خیلی راحته ؟ نه راحت نیست چون اونجام همین وضعه . چه تو هتل، چه تو کوچه و خیابون.... اینو که میگم خودم به شخصه دیدم : توی هتل که بود برای تهیه گزارش از ساعت 5 صبح بیدارش میکردن، تا ساعت 2 بعد از ظهر با مردم تو خیابون و اینجور جاها بر خورد میکرد . اونوقت باید با تمامشون دست میداد ، عکس میگرفت، بهشون امضا میداد تا شاید نگن که این پورنگه خودش رو میگیره فکر کرده کیه . وقتی با تمام خستگی و گرسنه از بیرون میومد دلش رو خوش میکرد که دیگه وقت استراحتشه . غذاشو میخوره و با خیال راحت می خوابه ، اما وقتی بر میگشت باز با جمعیت منتظرش روبه رو میشد که جلوی در هتل جمع شده بودن . دوباره با تک تک اونا عکس میگرفت امضا میداد به حرفاشون گوش میکرد و با خستگی تمام ، غذا شو می خورد به اتاقش می رفت. هنوز نیم ساعتم نخوابیده بود که صداش میزدن: داریوش پاشو برای تهیه گزارش باید بریم بیرون، دوباره همون وضعیت تکرار میشد. شبا تا ساعت 2 نصفه شب طرفدارا میومدن و میرفتن و بلاخره بعد از رفتنشون با خوردن 5 تا قرص آرام بخش به رختخوابش میرفت ... تازه اگر از هواداراش می خواست که زودتر برن تا استراحت کنه دلگیر میشدن که ما رو تحویل نگرفت . فکر کرده چون معروفه دیگه کی هست. داریوش توی خونه هم آرامش نداره افراد سود جویی که با گیر آوردن شماره تلفن خونش یا موبایلش  اونا رو بین مردم پخش میکنن باعث میشن که تو خونه هم نتونه یه نفس راحت بکشه. شما خودتون رو برا یه بار هم  که شده بزارین جای اون، تصور کنین که نتونین هیجا برین ، یه لحظه فکر کنین که تمام طول روز طرفداراتون به خونه زنگ بزنن و از اعضای خونواده خواهش کنن که گوشی رو بدن به شما تا با اونا صحبت کنین. من خودم اگه یه همچین موقعیتی داشته باشم واقعا دیوونه میشم. حالا عمو رو در نظر بگیرین که با وجود این همه مشکلی که براش پیش میاد بازم تا جایی که میتونه به تلفناش جواب میده، با طرفداراش عکس میندازه، به همشون امضا میده و... ولی اگه یه بار نتونه این کارا رو بکنه دیگه تمام خوبیاش از بین رفته...!!! . یه لحظه فکرشو بکنین .  این ماییم که با خود خواهی هامون آرامش رو ازش میگیریم اما باز همه رو به پای پورنگ مینویسیم . اگه قرار باشه که داریوش فرضیایی به تمام تلفنا ش جواب بده و تمام خواسته های طرفدارانش رو انجام بده دیگه این یه ذره آرامشی که داره رو هم از دست میده. همیشه میگیم چقدر آدم شارژ و شادیه اما هیچوقت با خودمون نگفتیم که آدم بی غم وجود نداره، هیچوقت نگفتیم که بیام به اون هم فرصت یه زندگی راحت رو بدیم. اگه بشنویم که سر یه بچه داد زده میگیم: بفرما عمو پورنگ که اینهمه ادعا داره که مهربونه سر یه بچه داد زده . اما اونم آدمه، حق داره گاهی اوقات عصبانی بشه ، حق داره خودش رو خالی کنه . ما دوست داریم پورنگ مثل یه آدم آهنی برخورد کنه . خواب و خوراکش رو بزاره کنار و فقط به خواسته های ما عمل کنه. این چیزیه که ما ها میخوایم. ما ها یه مشت آدم خود خواه زبون نفهمیم که دورش کردیم ، زندگی رو ازش صلب کردیم ، وهمش به منافع خودمون فکر میکنیم . واقعا باید از رفتارمون خجالت بکشیم . ای کاش حرفامو درک کنین و بفهمین که چی میگم . اما میدونم هستن آدمایی، که با خوندن این حرفها به من میخندن و همچنان کارای بچگونشون رو ادامه میدن بدون اینکه حتی یه ذره احساس پشیمونی کنن. امیدوارم خدا تمامشون رو به راه راست هدایت کنه و بهشون این درک رو بده که داریوش فرضیایی هم یک انسانه.....

حرف های دل توسط سولمازنوری در ساعت 21:8 | لینک  | 

بنام خدا

دوستان گلم وعمو جون سلام

اومدم فقط یه دعوتنامه بدم وبرم بفرمایید

همتون دعوتید

http://i7.tinypic.com/6cxdfnk.jpg

 

حرف های دل توسط زهره در ساعت 10:44 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بچه ها

یه سوال ازتون داشتم

کسی بین شما هست که اگه

یه روزی عمو ازدواج بکنه ناراحت بشه؟؟؟؟

اگه هست نترسه بگه

حرف های دل توسط دخترکی تنها در ساعت 9:5 | لینک  | 

 

کاش قطره ی اشکی بودم که از گوشه ی چشمانت زاده می شدم وبر روی گونه هايت زندگی می کردم ودر گوشه ی لبانت  زندگی را وداع می گفتم .کاش باران بودم تا که غبار از تنت می شستم وای کاش غنچهء گلی بودم که مرا با خود می برد ولی افسوس که نه بارانم ،نه چشمه ام ونه غنچه ولی هر چه هستم((دوستت دارم عموی مهربونم ))

 

 

حرف های دل توسط مهسا در ساعت 20:53 | لینک  | 

سلام بچه ها .با اجازتون منم اومدم.از زهره جون به خاطر این کار قشنگی که انجام داد واقعا تشکر میکنم.فعلا

دست علی یارتون                    خدا نگهدار تون

عمو جونم دوست دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا

حرف های دل توسط سولمازنوری در ساعت 18:12 | لینک  | 

 

سلام بچه ها وعموپورنگ من پارمیدا هستم اینم ادرس وبلاگم

وبلاگ من

زهره جون داخل وبلاگش کار خیلی خوبی انجام داده

گفته که ارزو هاتون روبگید

وبلاگ زهره جون

منم گفتم امیدوارم که تکتکتون به ارزوهاتون برسید

ارزوهامو ازم نگیر هرچی بخوای بهت میدم

حرف های دل توسط پارمیدافرضیایی در ساعت 9:48 | لینک  | 

سلام دوستان . اولین آپم رو میخوام با یه دست نوشته شروع کنم : 

زندگی رودخانه ای دارد ، نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم . نیمه ی دوم  در حسرت نیمه ی اول . شیشه ای سکوت ، تنهایی ام رو میشکنم و در این دنیای درستی و صفا برایتان از صفا می نگارم و از شیره ی جانم جوهر ساخته و با قلم زرین محبت برایتان از محبت و دوستی می دهم . زندگی رودخانه ای است که آبهایش همیشه در حال حرکت است . امواج بر روی امواج می ریزد . اما باز هم سکوت بر همه حاکم میشود . و چیزی نمی گذرد ، پرواز کبوتری زرین بال شیشه سوکت را در هم می کشند و من در این اموج خیالم موجی کوچک برمی دارم و تقدیم حضورتان می کنم

 

من مهسا هستم . 14 سالمه . عمو رو به اندازه دنیا دوست دارم

 

و از زهره جونم دستش درد نکنه که این وبلاگ رو درست کرد

 

 

حرف های دل توسط مهسا در ساعت 18:28 | لینک  |